محمد حسين مختارى مازندرانى
39
فرهنگ اصطلاحات اصولى ( فارسى )
قايل به تفصيل گرديدهاند . استصحاب وجودى و عدمى استصحاب وجودى آن است كه وجود چيزى سابقا يقينى بوده ، منتها الآن مورد ترديد است و با اين نوع استصحاب ، موجوديّت آن ثابت مىگردد . مانند استصحاب وجود يا طهارت چيزى . اما استصحاب عدمى آن است كه عدم وجود مستصحب در گذشته از مسلّمات بوده و ليكن در حال حاضر وجودش مورد شك و ترديد است ، در اينصورت آن را معدوم فرض مىكنند . و آن بر دو گونه است : 1 - عدم اشتغال ذمه به تكليف شرعى كه به آن برائت اصلى و اصالة النفى گويند . 2 - چيزى غير از صورت نخست است ، همچون عدم نقل لفظ از معنايش و عدم موت زيد و مانند اينها . صاحب مدارك با اجراى استصحاب در امور عدمى مخالف است ولى صاحب رياض بر حجيّت آن ادّعاى اجماع نموده است . « 1 »
--> ( 1 ) - رسائل ، چاپ جامعه مدرسين ، ص 549 .